به نام خدا
زندگی شاید آن لبخندی ست،
که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست،
میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم
ادامه...
نوچ نوچ نوچ نوچ نوچ نوچ....(فکر کن سر کلاس گوشیت زنگ زده...)نوچ نوچ نوچ... الآن تازه باید به فکر تمیز کردن اتاق باشی یه کم از مامانی خوبم و نوه ی گلش یاد بگیر
ما همه ی وسایلمونو از ۵ اسفند ریختیم تو پذیرایی روزا میگیم حالا صبر کنیم شب بشه بابا بیاد خونه همه با هم کار کنیم شب که مریم و بابام از سر کار میان میگیم خب حالا که همه خونه ایم بریم سریال (پسران بهتر از گل) ببینیم
اینگونه است که همیشه تا لحظه ی سال تحویل کار میکنیم(البته من که کار نمیکنم من فقط مدیریت میکنم)
البته ما هم همینطوریم ناراحت نباش پس خانوادگی تو کار مدیریتیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوچ نوچ نوچ نوچ نوچ نوچ....(فکر کن سر کلاس گوشیت زنگ زده...)نوچ نوچ نوچ...
الآن تازه باید به فکر تمیز کردن اتاق باشی
یه کم از مامانی خوبم و نوه ی گلش یاد بگیر
چیرو اینکه تازه پس فردا قراره اتاقشونو تمیز کنن
ما همه ی وسایلمونو از ۵ اسفند ریختیم تو پذیرایی روزا میگیم حالا صبر کنیم شب بشه بابا بیاد خونه همه با هم کار کنیم
)
شب که مریم و بابام از سر کار میان میگیم خب حالا که همه خونه ایم بریم سریال (پسران بهتر از گل) ببینیم
اینگونه است که همیشه تا لحظه ی سال تحویل کار میکنیم(البته من که کار نمیکنم من فقط مدیریت میکنم
البته ما هم همینطوریم ناراحت نباش
پس خانوادگی تو کار مدیریتیم