ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
اتاقم عوض شد به اتاق برنامه نویسا منتقل شدم
خب چون همه صنایعی بودن و مدیر شرکت هم فیلدشون صنایعه
مدام توی اتاق کارا رو چک میکردن و سر و صدا خیلی زیاد بود
اتاق برنامه نویسا اروم تره
فقط با ادمین کار از نظر شرایط محیطی تفاهم برقرار نیست
ایشون اتاق تاریک دوست دارن به نور حساسن
منم گفتم اتاق تاریکه اومدن برام لامپ وصل کردن
نورش میخوره توی چشم ادمین دقیقا
من و یه خانوم برامه نویس IOS اومدیم توی اتاق
فکر کنم تا چند روز دیگه ادمین در میره
چون اون خانومم دوست دارن پنجره باز باشه هوا رفت و امد کنه
اما پنجره دقیق پشت سر ادمینه و کاملا اذیت میشن ایشون
وقتی که منتقل شدم بچه ها تک تک اومدن گفتن چقد جاتون خالیههههه اون همکارمونم که گلدون اورده بودن
گفتن حیف اتاق تاریکه وگرنه گلدون رو میزتون رو براتون میاوردم
دو روز پیش تولد همین خانوم برنامه نویس ای او اس بود
خودشون کیک درست کرده بودن اورده بودن
دیگه جمع شدیم براشون تولد گرفتیم
ادامه مطلب ...
این هفته هفته خیلی سختی بود
یه کار فورس رو بهم سپرده بودن و منم یکشنبه از این ویروسای جدید گرفتم که شامل پنج شیش تا درد همزمان ( دیگه اسم نمیبرم ) میشه
دیگه رفتم دکتر برام سرم و امپول ضد تهوع و ... تجویز کرد با سه روز استراحت که من همون روز اول رو خونه موندم و بقیشو رفتم تا کارمو انجام بدم
ولی واقعا روزای اول فشار زیادیو تحمل کردم چون چیزی نمیتونستم بخورم شدیدا ضعیف بودم
دیگه مجبور شدم پنجشنبه هم برم تا کار فورس تموم شه
کارفرمامون میگه فک کنم از هفته بعد باباتون نذارن بیاین سرکار