امشب، طولانی ترین شب سال ، کنار بزرگترها ، خانواده و کسانی که دوستشون دارید
بهتون خوش بگذره
یلداتون مبارک
آخیییییییییییییییی خدایا شکرت این دو روزه چقدر قشنگه... عجب هوایی
دیروز هوا بارونی بود و امروز برفی
چترم نداشتم دیروز که حدود 5 یا 6 بار خیس شدم و خشک شدم, خیس شدم خشک شدم ...
فکر کنم اینقدر منقبض منبسط شدم سایزم تغییر کرد
امروزم سر بالایی مسیر دانشگاه رو که میرفتم زمین لیز لیز پر از برف
برفه گلوله میشد زیر کفشم اولش مثل کفش پاشنه بلند و بعدشم کفش لژ دار
کوچیک تر که بودیم همیشه ذوق و شوقی داشتیم واسه ی برف باریدن و تعطیلی مدارس
و آدم برفی درست کردن با دوستان
روزگار همتون خوش
بعدا نوشت:اینم یه عکس از کوه ها که روشون برف نشسته از پنجره ی دانشگاه
یه عمره داریم میریم سینما هنوز نفهمیدیم دسته ی صندلی مال خودمونه یا بغل دستیمون
ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند...
و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.
تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...
پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان.
*با تشکر از فرزانه جون*
ساده ی ساده ...
از دست می روند ..!
همه ی آن چیز ها که .....
سخت سخت ... به دست آمدند !
پنجم دبستان که با معدل 20 قبول شدم
.
.
.
.
.
.
.
.
اشتباه کردم ...
باید تو همون موقع که تو اوج بودم از دنیای درس خدافظی میکردم
خدا در مکان های دو از انتظار
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر
معجزات خود را به انجام می رساند.
برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد ...
همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...
سایه های خیس پیاده رو به پیاده رو شهر را فتح میکنند
سایه ها بدون چتر به تماشا ی باران ایستاده اند
و باران دانه دانه به پایشان می افتد