ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
جالبه یه چند وقتیه گوشیم خراب شده یعنی فکر کنم فروردین بود دادمش بابام که واسه تعمیر ببرش تعمیرگاه که هنوز نبرده
امروز فهمیدم تمام یادداشت های توی گوشیمم خونده.
یه چیزی میخوام بگم نگم روی دلم میمونه
پدر و مادرها یه کوچولو برای بچه هاتون حریم خصوصی قائل باشین
شاید بهترش اینه اونقدر با بچه هامون رفیق باشیم که حریم خصوصیشون خودمون باشیم
ولی هرکسی نیاز به یه کم حریم خصوصی خصوصی خصوصی داره
یعنی آدم واقعا میمونه
یکی میاد دعوتت میکنه وبلاگش
میری میبینی ۲ تا پست اولش دقیقا پستای خودته
انگار داری وبلاگ خودتو میخونی
حداقل پستهای آدمو برمیدارین به آدم خبر ندین
حالا اگه یه کوچولو جمله بندیهام عوض کنین خوبه ها
چقدر بعضی از این مردا کثافتن
یعنی از رنگ مو و اینام که هیچی....
اینقدر دلم میخواست امروز با پشت دست بزنم تو دهن یکی
حیف توانشم نداشتم طرفو به فحش بکشم
یه توصیه همواره یه جسم بسیار بسیار تیز با خودتون داشته باشین
یه روز اومدیم بشینیم تو اتاق درس بخونیما
اولش که مامانم و داداشم اومدن تو اتاق کلی بحث منطقی کردن
بعد همسایه کناریمون( یعنی دیوارشون چسبیده به دیوار اتاقم) از هرچی لوازم کار اعم از دریل و مته و چکش و اینا بود استفاده نمودند و کوبیدن به همین دیوار مشترک...
و الانم دارن آسفالت محوطه مونو میکنن....
ای خدا ...خیلی من این چند وقته تمرکز دارم چرا بامن اینجور میکنین آخه...
چه دنیایی شده دلم گرفته...
یعنی واقعا ای زندگی! ۱۴ فروردین پاشی به خاطر یه آزمایشگاه
بیای دانشگاه استاد به چه سخت گیری بگه حالا اگه همه توافق
کنن کلاس تشکیل نمیشه!
ای بابا خوب اینو قبل از عید بگو ما ۵ صبح از خواب پا نشیم بیایم
دانشگاه !خیابونام همه خلوت گربه هام تعجب کردن ما اومدیم دانشگاه
یکی از چیزایی که خیلی بدم میومد این بود که چهاردهم بخوام برم مدرسه
خیر سرمون اومدیم دانشگاه بازم همون آشه و همون کاسه!
این عکسم که نمونه بارز منه وقتی صبح زود کلاس دارم نمیذارن آدم زندگیشو بکنه!