به نام خدا
زندگی شاید آن لبخندی ست،
که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست،
میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم
ادامه...
واقعا که خاله ... یعنی تو این بچه رو نمیشناسیش... اگر هنوز داداشت نشده باشه نوه ی خواهرته مامانش قربونش بره
گفتم الانه بگی دیگه خالم نیستی ای بابا دیگه اینقدر زیادشون نکن از پس تربیتشون بر نمیای باز شروع کرد نه مهسا هنوز اقدام نکرده بجنب تا رو هوا نرفته گذاشتمش واسه مناقصه
خاله جان یه چیزی بگم قول میدی قاه قاه گریه نکنی؟؟ این چیزا رو واسه مزایده میذارن . . . دیگه خاله م نیستی... دیدم دوست داری این جمله رو گفتم بگم
خوب حالا مزایده مناقصه نمیدونم من کجام چه خبره کی کجا کی حالا باید همزمان هم به روم میزدی مناقصه رو اشتباه گفتم هم اینکه میگم طرف قاه قاه گریه میکنه دیدی بچه مردمو بردم زیر سوال بده مناقصه گذاشتم هر کی کمتر پول بده بچه رو میگیره آخیش خیالم راحت شد گفتم شاید تو نیستی نظر میذاری
واقعا که خاله ...


یعنی تو این بچه رو نمیشناسیش...
اگر هنوز داداشت نشده باشه نوه ی خواهرته
مامانش قربونش بره
گفتم الانه بگی دیگه خالم نیستی



ای بابا دیگه اینقدر زیادشون نکن از پس تربیتشون بر نمیای
باز شروع کرد
نه مهسا هنوز اقدام نکرده بجنب تا رو هوا نرفته
گذاشتمش واسه مناقصه
خاله جان یه چیزی بگم قول میدی قاه قاه گریه نکنی؟؟
این چیزا رو واسه مزایده میذارن
.
.
.
دیگه خاله م نیستی...
دیدم دوست داری این جمله رو گفتم بگم
خوب حالا مزایده مناقصه نمیدونم من کجام چه خبره کی کجا کی



حالا باید همزمان هم به روم میزدی مناقصه رو اشتباه گفتم هم اینکه میگم طرف قاه قاه گریه میکنه
دیدی بچه مردمو بردم زیر سوال
بده مناقصه گذاشتم هر کی کمتر پول بده بچه رو میگیره
آخیش خیالم راحت شد گفتم شاید تو نیستی نظر میذاری
اااااااااااااا من مسافرت بودم خب!!! بچه ی خودمه
دیگه دیر اومدی رو هوا زده شد
ولی چون گذاشته بودمش واسه مناقصه میرسه به تو