البته رفتن به خوابگاه خوبه برا بعدش چون کلی خاطره میشه
ولی نه اینکه من یه کوچولو فقط یه کوچولو مامانیم
اگه یه شهر دیگه قبول میشدم میمردم ولی ما خبر داریم
یه سری مزیتام داره حالا بماند جلو بقیه خوب نیست بگم بد آموزی داره
دلم هوای شیرکاکائو شیشه ای های بچگیمو کرده.
دیگه هرچی شیرکاکائو می خورم مزه اونارو نمیده!
بالاخره من نفهمیدم آدم روز تولدش یه روز به عمرش اضافه میشه یا یه روز از عمرش کم میشه؟
ترجیح میدم که روی موتور سیکلتم بشینم و به خدا فکر کنم تا
تو کلیسا بشینم به موتور سیکلتم!
مارلون براندو
داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم!!!
تو مترو درون شهری ساعت ۷ صبح همه خوابن و آویزونن به دستگیره ها. یه پسره تو ایستگاه ازادی خودش رو چپوند تو گفت خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آوردم بابام مریضه ۱۷۵۰۰ تومان لازم دارم. یه پیرمرد یه ۲۰۰ تومنی بهش داد! گفت : خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آاوردم بابام مریضه ۱۷۳۰۰ تومان لازم دارم!!! اینو که گفت کل مترو منفجر شده هرکی هرچی پول خرد داشت داد به پسره!!! واقعا هنر نزد ایرانیان است
بچه که بودم وقتی چندتا خوراکی خوشمزه رو میخواستم بخورم اونی که خوشمزه تر بودو آخر می خوردم تا مزش تو دهنم بمونه
البته الانم همینجوریم
خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که:عشق از زندگی کردن بهتر است. و به هر که دوست تر میداری بچشان که:دوست داشتن از عشق برتر.
دکتر علی شریعتی
روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟
|
سلام به همه ی دوستای خوبم که منو قابل می دونن و به وبلاگم سر میزنن
دوست دارم اولین مطلبم یه متن باشه از مرحوم حسین پناهی که خودم این متنو خیلی دوست دارم اگه شمام دوست دارین بخونینش برین به ادامه ی مطلب ...