یه چند روزی اینترنتمون قطع بود
حدود سه روز برام روز بدون تکنولوژی بود
خلاصه الان شدیدا استخونام درد میکنه...
(آخی یاد آدرینا افتادم ... استخون... قوی ... بزرگ... )
همیشه دوست داشتم به بچه ها لیمو بدم قیافشونو تماشا کنم
دیروز توی راه برگشت از دانشگاه یکی از دوستام داشت در مورد دوستی میگفت
اینکه دوست کسیه که آدم دلش براش تنگ بشه...
زمان هایی که تو محیط علمی نیست مثل تابستونا بازم ازش خبر بگیره
همیشه باهم در ارتباط باشن...
با هم چند وقت یکبار بیرون برن
میگفت من از آدمهایی که یه روز خوشحالن یه روز ناراحت خوشم نمیاد
از کسایی خوشم میاد که همیشه خوشحالن هستن
کسایی که با معرفتن
کسی مثل سال بالاییمون که با وجود سال بالایی بودن با جمع ما خودمونی شده و...
جالبه ... نظر شما چیه؟
یه جمع دوستانه میتونه بزرگ باشه ... اکیپی باشه ...چند نفر توی یه جمع باشن
ممکنه بازم توی اون اکیپ چند به چند باهم صمیمی تر باشن
ممکنه بعضیا هم فقط باشن
یه چیزی بزارید بچه تون تا میتونه شیطونی کنه... هیچ وقت جلوی شیطونی هاشو نگیرین
همه از جمله خودم بیشتر از افراد شیطون خوششون میاد
گرچه شرایط زندگی آدم ها با هم خیلی فرق داره هیچ وقت قابل مقایسه نیستن
خاطره ای نقل شده:
امتحان ریاضی اول ابتدایی اولین تقلب
من: پیس پیس
پیس پیس
سوال فلان عددش چند میشه؟
دوستم:۹
من:۹ چه شکلیه
دوستم :همون که بالاش نیم دایره داره
من :سمت چپش یا راستش؟
دوستم :چپش
من: حالا چپ کدوم طرفیه؟
.
.
.
من صحبتی ندارم واقعا
از اونجایی که میدونم خیلی خیلی علاقه دارین مطالب منو لایک کنین لایک گذاشتم اگه روی هر مطلب کلیک کنین تا فقط خودش توی صفحه باشه زیرش گزینه ی لایک داره
گفتم که گفته باشم
البته دوست دارم واسه قسمت نظرات لایک بذارم تا اگر خواستین نظرات همدیگه رو لایک کنین
دیگه چه خبر خودتون خوبید؟ انشاء الله که هستید
خاطره ای نقل شده:
برآنچه گذشت ،
آنچه شکست ،
آنچه نشد ...
حسرت نخور ؛
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...