پیش به سوی تجربه جدید
سفر کاری تفریحی
یکشنبه الی پنجشنبه
کیش
به امید خدا
امیدوارم همه چیز خوب باشه
آنچه در آینده خواهید دید :
خاطره پنج روز سفر کاری تفریحی کیش
من هنوز وقتی که با غمت درگیرم
چشام و میبندم سمت دریا میرم
مثل آوارم که رو خودم میریزم
تا ته این تقویم من فقط پاییزم
غیر ممکن یعنی ...
دوره آزمایشیم تموم شد
خب یکسری نقص ها تو کارم هست که خودمم متوجه ش هستم
مثل بهینه بودن کدها یا سرعت کدزنی یا الگوریتم قوی تر... که اینم برمیگرده به تجربه
توی این مدت تمام تلاشمو کردم که بهتر بشم
نسبت به اوایل هم خیلی با پروژه آشناتر شدم
خداروشکر تلاشهام دیده شده
موقع تمدید قرارداد بهم گفتن که هممون متوجه تلاش هاتون هستیم
تا هروقت که بخواین زمان در اختیارتون میذاریم که تجربه کسب کنین
با وجود نقص هام از این بابت خوشحالم که تلاش هام دیده شده
البته ادمین مدام بهم تاکید میکنن که خوبیهاتونم ببینید
چون من خیلی ضعفهامو واسه خودم بزرگ میکنم
موقع قرارداد هم حقوقمو افزایش دادن و بهم گفتن که هم شیرینی تمدید قرارداد براتون بیشتر بشه
و هم حقوقتون به تلاشها تون نزدیک تر بشه
این جمله دوم برام از همش مهمتر بود
این که ببینن تو داری تلاشتو میکنی خیلی مهمه
فکر میکنم جای تشکر داره که به یه ادم بی تجربه اینجوری میدون میدن
خداروشکر ادمین هم تمام دانششون رو بدون هیچگونه ادعا و منتی در اختیار میذارن
جالبه من خودم گاهی از بی دقتی های خودم عصبانی میشم
ولی ایشون همیشه میگن اشکال نداره پیش میاد نگران نباشین
امیدوارم روند حرکتیم صعودی و صعودی تر باشه
ثابت کنم لیاقت این موقعیتی که در اختیارم گذاشته شده رو دارم
و در اصل تشکرم رو با کار بهترم انجام بدم
خدا کمکم میکنه من میدونم...
اتاقم عوض شد به اتاق برنامه نویسا منتقل شدم
خب چون همه صنایعی بودن و مدیر شرکت هم فیلدشون صنایعه
مدام توی اتاق کارا رو چک میکردن و سر و صدا خیلی زیاد بود
اتاق برنامه نویسا اروم تره
فقط با ادمین کار از نظر شرایط محیطی تفاهم برقرار نیست
ایشون اتاق تاریک دوست دارن به نور حساسن
منم گفتم اتاق تاریکه اومدن برام لامپ وصل کردن
نورش میخوره توی چشم ادمین دقیقا
من و یه خانوم برامه نویس IOS اومدیم توی اتاق
فکر کنم تا چند روز دیگه ادمین در میره
چون اون خانومم دوست دارن پنجره باز باشه هوا رفت و امد کنه
اما پنجره دقیق پشت سر ادمینه و کاملا اذیت میشن ایشون
وقتی که منتقل شدم بچه ها تک تک اومدن گفتن چقد جاتون خالیههههه اون همکارمونم که گلدون اورده بودن
گفتن حیف اتاق تاریکه وگرنه گلدون رو میزتون رو براتون میاوردم
دو روز پیش تولد همین خانوم برنامه نویس ای او اس بود
خودشون کیک درست کرده بودن اورده بودن
دیگه جمع شدیم براشون تولد گرفتیم
ادامه مطلب ...
این هفته هفته خیلی سختی بود
یه کار فورس رو بهم سپرده بودن و منم یکشنبه از این ویروسای جدید گرفتم که شامل پنج شیش تا درد همزمان ( دیگه اسم نمیبرم ) میشه
دیگه رفتم دکتر برام سرم و امپول ضد تهوع و ... تجویز کرد با سه روز استراحت که من همون روز اول رو خونه موندم و بقیشو رفتم تا کارمو انجام بدم
ولی واقعا روزای اول فشار زیادیو تحمل کردم چون چیزی نمیتونستم بخورم شدیدا ضعیف بودم
دیگه مجبور شدم پنجشنبه هم برم تا کار فورس تموم شه
کارفرمامون میگه فک کنم از هفته بعد باباتون نذارن بیاین سرکار
خب تقریبا سه هفته از سرکار رفتنم گذشت
اوووووووم کلی حرف دارم واسه گفتن
ادامه مطلب ...
برای چهارشنبه دو جا دعوت به مصاحبه شدم
یکیش مصاحبه دوم اولین جایی که رفتم
دومیشم یه جای دیگه
به دلیل کانفلیکت جای اول رو انتخاب کردم
گویا درهای رحمت به روم باز شده
هی دارن زنگ میزنن بیا مصاحبه :))
تا میام به ارامش برسم استرس تزریق میکننا :|
بهترین ایمیلی که بعد از این دو هفته سخت و پر استرس میتونستم ببینم ...
البته هنوزم در دست بررسیه و مراحل دوم و سوم داره ولی خب بازم یه کم تکلیفم مشخص شد
خداروشکر
از نظر خودم اونقدر خوبی که باید میبودم نبودم به خاطر استرس زیاد
می تونستم بهتر باشم خوب نمیتونستم فکر کنم
ولی بازم خداروشکر
پیام بازرگانی طرح همسفره تنها پیام بازرگانی ایه که از دیدنش سیر نمیشم
بهتر از احساس پاک بچه ها هم مگه تو دنیا داریم؟
یعنی n بار دیدمش و هر بارم از دیدنش احساساتی میشم
( e اینجام نیس کههه !! )
چند وقت پیشا یه آگهی استخدامی دیدم که دو دسته توانایی نیاز داشت
یکسری مهارت ضروری
یکسری مهارت های امتیازی
و دوبار بولد نوشته بود نیازمند سابقه کار و نمونه کار مرتبط
که من تقریبا ضروری ها رو داشتم و تقریبا چندتا از امتیازی هام داشتم ولی سابقه کاااار ؟؟؟
من با وجود این رزومه مو فرستادم و توی متن ایمیلم گفتم
چون دوبار گفته بودین نمونه کار ندارم اما بالاخره فارغ التحصیلا باید از جایی شروع کنن
قبل از مسافرتمون تلفنم زنگ زد
که برای مصاحبه خواستن برم
منم گفتم داریم میریم مسافرت اگه میشه بعدش بیام
دیروز دوباره زنگ زدن
و امروز اولین مصاحبه جدی عمرم رو تجربه کردم
...
ادامه مطلب ...
یه چیزی رو میخوام باز کنم
(تقریبا پیرو پست قبلی)
در مورد نگاه مردم به کسی که رشته مهندسی کامپیوتر میخونه
ادامه مطلب ...
همینجوری که دنبال کار میگردم
دنبال یادگرفتن مطالب جدید هم هستم
چون رشته ما طوریه که همیشه باید توش مطالعه داشته باشی
آگهی های استخدامی رو نگاه میکنم تا هرچیزی رو که توش بلد نیستم دنبال یاد گرفتنش باشم
جدیدا توی آگهی های استخدامی دیدم نوشته آشنایی با GIT
واسه همین رفتم دنبال آموزشش
با آموزش های آقای عظیمی آشنا شدم
ذوق و شوقشون در مورد رشته آدم رو هیجان زده میکنه
و اینکه مهم نیست چی خوندی کجا زندگی میکنی
مهم اینه هر جا هستی دست دیگران رو بگیری در حد توانت
حرفاشونو خیلی دوست داشتم
( اگه دوست داشتین بخونینش اینجا هست)
هم آدم رو به وجد میارن و هم تلاششون در راه کمک به دیگران ستودنیه
یه چیزیم راست گفتن در مورد این رشته و دانشگاه
واقعا این دوره ها و ترمای دانشگاه واسه رشته کامپیوتر کفایت نمیکنه اصلا